ما به دنیا امدیم زندگی کنیم پس زندگی کن و لذت ببر

همه ی موارد

غضنفرخودشو میمالیده به سپر ماشین! میگن که چی کار میکنی بابا,میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم!


به غضنفر میگن نامزدی مثل چی میمونه میگه مثل اینه که بابات برات دوچرخه بخره نذاره سوار شی


غضنفر می ره پیش اخونده می گه حاج اقا با کفش می شه نماز خوند؟ اخونده می گه نه جانم نمی شه. غضنفر
میگه ولی من خوندم … شد


غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر کار میگه: غذای امروز «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی


از غضنفر می پرسن این علامت جمجمه و استخوان که دزدای دریایی دارن یعنی چی؟ غضنفر یه کم فکر می کنه میگه یعنی خوردن کله پاچه در کشتی ممنوع


دکتر از غضنفر می پرسه این همه قاشق در شکم تو چه کار می کنه؟ غضنفر میگه: دکتر جان الهی من فدات شم خودتان گفتین روزی یک قاشق بخور



به غضنفر میگن تو شهر شما چند ماه از سال سرده ؟

میگه : 14 ماه!!!

میگن : یه سال که 12 ماه بیشتر نیست!

میگه : آخه تا 2 ماه بعد از فروردین هم تو شهر ما سرده!!!


غضنفر میره خواستگاری، بابای دختره ازش میپرسه:شما شغلتون چیه؟ غضنفر میگه:قازی!باباهه حال میکنه، میگه: کدوم شعبه؟ غضنفر میگه:ایلده ایران قاز!!!


به غضنفر میگن تو طرفدار کدوم تیم فوتبال هستی؟ میگه قربون جدش برم آسد میلان!!


غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد.

غضنفر عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی...

به غضنفر میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، کی میاد زنش رو بده به ما؟

غضنفر یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی که توی ابهر سر کوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشید! عوضی گرفتم...

به غضنفرمی گن با توکیو جمله بساز میگه من خدیجه رو دوست داریم توکیو...

غضنفر می ره مسابقه رو خوانی قرآن .. سوره "بنی اسراییل" بهش می خوره انصراف می ده.


یه روز آشغالی میاد دم خونه غضنفر میگه : آشغال دارین؟ غضنفر داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم ؟ زنش میگه: آره داریم غضنفر میگه: آره داریم، نمی خوایم.

دعای غضنفر بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش

  • به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف
  • ترکه میره مانور از هواپیما می پره چترش باز نمی شه . میگه خدا رحم کرد مانور بود!!!
  • ترکه میره ته استخر تا میاد بالا میگه کاشی کاره عجب نفسی داشته!!!
  • امام جمعه اردبیل در خطبه های نماز جمعه خوشحالی خود را از اینکه آمریکا هیچ مدالی در بازیهای آسیایی کسب نکرد اعلام کرد ...!!!!
  • ترکه با نامزدش میره کافی شاپ : گارسون میاد میگه چی میل دارید براتون بیارم
  • دختره میگه ۲ تا کافه گلاسه لطفا. ترکه با عجله میگه ۲ تا هم واسه من بیارین
  • جورج بوش گفته بطور حتم ۳ نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد گرفت............لره میگه: چرت میگه چون قم ۲ تا نقطه بیشتر نداره....ترکه میگه جفتتون زر میزنید چون "گم" اصلا نقطه نداره
  • ترکه یه آخوندو می بینه بهش میگه: خدا وکیلی یعنی سرت اینهمه درد می کنه
  • ترکه می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!
  • یه روز یه ترکه داشته دنده عقب با ماشین از کوه میرفته بالا بهش میگن چرا دنده عقب میری میگه آخه می ترسم بالا جا نباشه نتونم دور بزنم بعدا وقتی می خواسته پایین بیاد باز می بینن داره دنده عقب می یاد میگن الان چرا دنده عقب می یای میگه اخه بالای کوه جا بود تونستم دور بزنم
  • ترکه می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ میگه به من اطلاع ندادن, هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله
  • یه صندلی بوده که هرکس روش میشسته و دروغ میگفته بادکنک بالای سرش میترکیده اصفهانیه میشینه میگه مافکر میکنیم آدمای ولخرجی هستیم بادکنک میترکه رشتیه میشینه میگه ما فکر میکنیم که آدمای با غیرتی هستیم بادکنک میترکه ترکه میشینه میگه ما فکر میکنیم... بادکنک میترکه
  • به ترکه میگن تو پیامبرا به کدومشون ارادات بیشتری داری؟ میگه حضرت سوج میگن : حضرت سوج نداریم که ؟ میگه : خودم دیدم پشت یه ماشین نوشته بود یا سوج
  • ترکه اسم نویسی میکنه واسه موبایل... میگه : خدا کنه نوکیا در بیاد
  • ترکه شب عروسیش نمیدونه به زنش چی بگه ...میگه خانوادت میدونن تو اینجایی؟؟
  • جسد 20 نفر از ترکهایی که پیاده از جزیره کیش به سمت حرم مطهر امام به راه افتاده بودند امروز در سواحل خلیج فارس کشف شد
  • ترکه به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می بینتش ، می گه بردیش؟ ترکه می گه : آره . تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما
  • ترکه یه چک سفید امضا پیدا میکنه جلو مبلغش مینویسه" خدا تومن" میبره میده به بانک. بعد میبینن ترکه داره کیسه کیسه پول از بانک میبره بیرون ، میرن ببینن چه جوریه که بهش پول دادن میبینن رئیس بانکه لر بوده
  • یه روز یه ترکه یه 20 تومنی پیدا میکنه که وسطش سوراخ بوده .. میگه : ای بابا ، اینم از شانس من وسطش گوشه نداره
  • به ترکه میگن یه جمله بساز که توش آب باشه . میگه : لوله
  • یه ترکه یه تیکه یخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه می‌کرده. رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ طرف میگه: ازش آب میچیکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!
  • ترکه به یه تیمسار میرسه میگه شما سربازی؟ طرف که میبینه یارو ترکه می گه آره. میگه پس ..... میخوری لباس تیمسار میپوشی
  • ترکه رفته بود امریکا وقتی برگشت, ازش پرسیدن اونجا مشکل زبان نداشتی گفت من نه ولی امریکایها همشون مشکل زبان داشتن

    هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
    تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
    حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.
    در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
    از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود..
    در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
    اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
    مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!
    اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.
    قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند...

     

    دروغگو تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط

    تویی؟حالا می بینم اون بالا داری باعث درخشیدن

    بقیه ستاره هاهم می شی؟

     

     

    شاخه گلت ساله بود میون دفترت خوابیده بود

    بی اجازه ت امروز بیدارش کردم ....

     

    قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم

    سرگذشتم هرچه بود من پشیمان نیستم

    من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام

    سر گذشته م را به دستان خودم ساختم

     

    نبردی از وفا یک ذره بویی

    به هر ساعت شوی مایل به سویی

    فقط یک نکته می گویم قبول کن چ

    عزیزم واقعا بی چشم و رویی ...

     

     

    اگر باهات نیستم برات که هستم اگه چشات

    نیستم نگات که هستم اگه خودم نیستم فدات که هستم

     

     

    سلام فردا می خوام ثبت نام کنم مدارک چی باید بیارم؟

    .

    .

    .

    راستی واسه ثبت شدن اسمم تو دلت جز

    یه دل عاشق که مدرکی ندارم ...

     

    به چشمانت عادت کرده بودم

    با دستانت رفاقت کرده بودم

    نمی آیی تو امشب کاش دیشب

    دل سیری نگاهت کرده بودم

     

     

     

     

    مواد بکار رفته در ساخت زن:

    گوشت واستخوان 60 کیلو

    عشوه 40 خروار

    قر وفر 50 دور در دقیقه

    زبان14 متر

    توانایی بیان 2000 اسب بخار

    قدرت اشک ریزی 5 لیتر در ساعت

    منطق 3 گرم

    لجبازی به مقدار کافی

    خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش

    برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری

    خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان

    زبین این همه خرهای خوشگل یکی کن نشان چون نیست مشکل

    خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد

    بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت

    خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن

    بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن

    به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه

    دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش

    خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله

    خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید

    دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوش تیپ در آیی؟

    یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم بهر گل چیدین برفته

    برای بار سوم خر بپرسید خر خانم سرش یکباره جنبید

    خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند

    به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی

     

    نویسنده :‌پرنسس کوچولو

    نویسنده : خواهران غریب ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۸
    تگ ها:

    + قلب 16

    ____¶¶¶¶¶¶______¶¶¶¶¶¶
    __¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶
    ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶____¶¶¶¶
    ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶__¶¶¶¶¶
    ¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ _¶¶¶¶¶
    _¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    ___¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    _____¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    _______¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
    _________¶¶¶¶¶¶¶¶
    ___________¶¶¶¶
    ____________¶¶

    _____________¶
    ____________¶
    ___________¶
    __________¶
    ________¶
    ________¶
    ______¶
    _____¶
    _____¶
    ______¶
    ______¶

    سفره عقد
    زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
    مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

    روز زن
    زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
    مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

    روز مرد
    زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
    مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

    روز بعد از تولد بچه
    زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
    مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)

    چهل سال بعد
    زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
    مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم

    دو ثانیه قبل از مرگ
    زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
    مرد: گشنمه

    وصیت نامه
    زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
    مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید

    اون دنیا
    زن : خطاب به فرشته ی مسئول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)))
    مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

    چندی پیش یک مجله ی اقتصادی، نام ده کشور را به عنوان کشورهایی که مردمانش شادترین مردمان روی زمین هستند منتشر کرد، برای من جای شگفتی بود که در این لیست هیچ نامی از کشور ایران برده نشده بود چون به حق مردم کشور ایران همواره شاد هستند. قطع به یقین انگیزه های سیاسی باعث شده تا نامی از مردم کشورمان برده نشود اما آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.
    من برای این که ثابت کنم جای کشورمان در لیست مربوطه واقعا خالی است تنها به ذکر چند مورد از اتفاق های خوشایندی که در طول یک هفته ی اخیر شاهدش بوده ام اشاره می کنم :

    1- هفت روز پیش، برق محله ی ما نوسان شدیدی کرد و وسایل برقی تمامی همسایه ها سوخت به نحوی که هر کدوم از اون ها حداقل یک میلیون تومان ضرر کردند اما ما چون مسافرت بودیم و حتی یخچال رو هم از برق بیرون آورده بودیم هیچ خسارتی ندیدیم یا به عبارتی دیگر یک میلیون تومان سود کردیم. من و همسرم از این بابت که هم مسافرت رفته بودیم و هم یک میلیون تومان سود کرده بودیم خیلی خیلی خوشحال شدیم.

    2- شش روز پیش مینی بوسی که پسرم رو به مهد کودک می برد، تصادف شدیدی کرد، دست و پای اکثر بچه ها شکست اما پسر من حتی یک خراش هم بر نداشت، من و همسرم به خاطر این که به پسرمون هیچ آسیبی نرسیده بود خیلی خیلی خوشحال شدیم.

    3- ما در یک آپارتمان شش واحد ِ زندگی می کنیم، تنها مستاجر این آپارتمان ما هستیم. همسرم همیشه از این موضوع ناراحت بود تا این که پنج روز پیش زلزله ی نسبتا شدیدی اومد به نحوی که به دیوارها و سقف های هر شش واحد آسیب های جدی ای وارد کرد. اون روز من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که تنها مستاجر این آپارتمان هستیم.

    4- چهار روز پیش قرار بود مراسم عروسی یکی از اقوام نزدیک ما برگزار بشه. چون پول کادو نداشتیم، همسرم میخواست تنها انگشترش رو به عنوان کادو بده به عروس اما درست یک روز قبلش پدر داماد مرد و عروسی بهم خورد. اون روز من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که اون انگشترش رو از دست نداده.

    5- از مدت ها قبل، رئیس شرکتی که اون جا کار می کنم میخواست تعدیل نیرو کنه، سه روز قبل صد نفر رو اخراج کرد. اون روز من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که من جزء اون صد نفر نبودم.

    6- ماه پیش، بسیج ریخت و ماهواره های آپارتمان ما رو جمع کرد، دو روز قبل نوبت دادگاه من و بقیه ی همسایه ها بود، قاضی همه رو جریمه کرد. من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که جریمه ی ما از مال بقیه کمتر بود.

    7- دیروز رفتم بانک که حقوقم رو بگیرم اما به حساب نریخته بودند، ده هزار تومان از قبل توی حسابم بود که اون رو برداشت کردم اما توی بازار جیبم رو زدند. من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که دیروز حقوقم رو به حساب نریخته بودند.

    حالا دیدیدن ما از همهء دنیا شادتر و خوشبخت تریم ... حالا بگو نه ؟؟!! نیشخند

    + چرخه زندگی !

    شنبه:
    همون لحظه که وارد دانشگاه شدم منوجه نگاه سنگینش شدم.
    هر جا که می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد و گفت:‍« ببخشید» من که می دونستم
    منظورش چی بود. تازه ساعت ?:?? هم که داشتم برد را می خوندم آمد و پشت سرم شروع به خوندن بُرد کرد.
    آره دقیقآ می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه. بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
    یکشنبه:
    امروز ساعت ? به دانشگاه رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود
    و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت:« ببخشید آفا می شه شیشه ی پنجرتونو ببندین.
    من که می دونستم منظورش چی بود. اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه.» مثه روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش.
    راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با نرگسم ازدواج کنم
    دوشنبه:
    امروز به محض اینکه وارد دانشگاه شدم سر کلاس رفتم.
    بعد از کلاس، مینا یکی از هم کلاسیهام جزوه ی منو ازم خواست. من که می دونم منظورش چی بود.
    حتمآ مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه.
    راستیتش منم از مینا بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم
    سه شنبه:
    امروز روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا.
    فقط یکی از من پرسید:« آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟.» من که می دونم منظورش چیه. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود احتمالا استقلالیه وقتی جریانو به دوستم گفتم به من گفت:« ای بابا بدبخت منظوری نداشته. »
    ولی من می دونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش می شه. حالا به کوری چشم دوستم
    هم هر جور که شده با این یکی هم ازدواج می کنم.
    چهارشنبه:
    امروز وقتب که داشتم وارد سلف می شدم یه مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه
    ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید:« ببخشید آفا! دانشگاه پرستاری کجاست؟»
    من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستیه خودم موندم که چه طور دختر ساوجی هم منو شناخته
    و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون.
    تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره که از عشق من پیر بشه
    پنج شنبه:
    یکی از دوستای هم دانشگاهیم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد.
    من که می دونستم از این نوشابه گرفتن منظورش چیه! می خواد که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرآ قبول کنم.
    جمعه:
    امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسیه بزرگ خودمو می دیدم.
    عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتمو تو کاسه ی عسل فرو می بردم که ... مادرم یهو از خواب بیدارم
    کرد و بهم گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نونوایی بودم دخترخانمی ازم پرسید:
    «ببخشید آقا صف ? تایی ها کدومه؟» من که می دونم منظورش چی بود اما عمرآ باهاش ازدواج کنم.
    راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد.
    شنبه:
    امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیافتم که مادرم گفت:
    « نمیخواد دانشگاهبری. امروز جواب نوار مغزت آمادست. برو از بیمارستان بگیر.»... وقتی به آزمایشگاه رسیدم
    از خانم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت: «آقا لطفآ چند دقیقه صبر کنید.»
    من که می دونستم منظورش چیه .... حتما میذونه میرم دانشگاه واز من خوشش اومده...

    نویسنده :‌پرنسس کوچولو

    ترکه میخواست با ماشین با دوست دخترش برن بیرون
    ترکه میخواست با ماشین با دوست دخترش برن بیرون بهش میگه میام جلوت بگو دربست دختره یادش میره چی بگه میگه مستقیم ترکه میگه مسیرم نمیخوره ....

    به ترکه ميگن از چه گلي خوشت مياد؟ميگه اقاقياوميگن خوب همين رو بنويس:ميگه غلط كردم بابا رز
    به ترکه ميگن از چه گلي خوشت مياد؟ميگه اقاقياوميگن خوب همين رو بنويس:ميگه غلط كردم بابا رز...

    به غضنفر میگن تا حالا گول خوردی؟ میگه آدم که گول نمیخوره! گول آدمو میخوره !
    به ترکه میگن تا حالا گول خوردی؟ میگه آدم که گول نمیخوره! گول آدمو میخوره !...

    ترکه میخواد یه زیردریایی رو غرق کنه میره در میزنه فرار میکنه
    ترکه میخواد یه زیردریایی رو غرق کنه میره در میزنه فرار میکنه...

    یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد
    یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم...

    ترکه جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب! واسه اینکه ضایع نشه
    ترکه جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب! واسه اینکه ضایع نشه میگه: هر کی منو در آورد مال خودش...

    از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟
    از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش...

    خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر!
    خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، مي‌خواهيم بريم بندر! ترکه داد ميزنه: كجا؟ ما تا شام نخوريم هيچ‌جا نميريم!!!...

    ترکه میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه:
    ترکه میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو! ترکه میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی؟...

    به ترکه می گن اسم دکتر چیه ؟ میگه ترابی ، می گن اسم کوچیکش چیه ؟ میگه فیزیو
    به ترکه می گن اسم دکتر چیه ؟ میگه ترابی ، می گن اسم کوچیکش چیه ؟ میگه فیزیو...

    به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه : خر در برابر ما هيچه!!!
    به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه : خر در برابر ما هيچه!!!...

    ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توسره دختره
    ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توسره دختره..بهش ميگن ديوونه چي کارميکني ؟ خوب مخشو زدما...

    ترکه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده
    ترکه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده هي حرف مي زد. راننده مرتب بهش مي گفت: برو بشين سر جات. آخرش مسافرها به راننده مي گن: آقاي راننده به حرفش گوش كن شايد كاري داره. راننده مي گه: نه بابا اومده به من مي گه: چپ كن يه كم بخنديم...

    ترکه زنگ میزنه به 110 میگه فرمون . کلاج . ترمز و دندمو دزدیدن
    ترکه زنگ میزنه به 110 میگه فرمون . کلاج . ترمز و دندمو دزدیدن. پلیس میگه ترکی . میگه آره میگه صندلی عقب نشستی بیا جلو...

    یکی تو خیابون میزنه زیر گوش ترکه. ترکه میگه جدی بود یا شوخی؟
    یکی تو خیابون میزنه زیر گوش ترکه. ترکه میگه جدی بود یا شوخی؟ میگه خیلی هم جدی بود. ترکه میگه خوب شد چون من اصلا با کسی شوخی ندارم...

    ترکه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟
    ترکه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ میگه میخوام خود کشی کنم....... میگن پس اون نون بربری چیه دستت؟ میگه بر فرض قطار نیومد من اینجا از گشنگی بمیرم...

    يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه
    يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه. بعد از ده متر كندن ميرسن به يه سيم. امريكاييه ميگه اين يعني ما صد سال پيش تلفن داشتيم. تركه ميگه حالا تو بيا بريم اردبيل. اونجا بهش يه بيل ميده ميگه بكن صد متر مي كنن به هيچي نميرسن تركه ميگه اين يعني ما صد سال پيش موبايل داشتيم...

    تركه تيپ ميزنه ميره تو خيابون. يه دختره بهش ميگه: دختر كش شدي، بخورمت
    تركه تيپ ميزنه ميره تو خيابون. يه دختره بهش ميگه: دختر كش شدي، بخورمت. تركه ميگه: بهت نمياد از اين ... بخوري...

    ترکه ميره دکتر، دکتره که دردشو ميپرسه ميگه: - مدتيه چشم درد دارم - براي چي؟
    ترکه ميره دکتر، دکتره که دردشو ميپرسه ميگه: - مدتيه چشم درد دارم - براي چي؟ - آخه چش خورده - آقا اين حرفا کدومه، بذاريد کنار اين مزخرفات و خرافاتو،،، چشم خوردن خرافاته - نه آااي دهتر،، اون چش چه نه ، چش ِ شلوار خورده...

    ترکه گاو داری میزنه مامور بهداشت میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : آت اشغال مامور کلی جریمش میکنه
    ترکه گاو داری میزنه مامور بهداشت میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : آت اشغال مامور کلی جریمش میکنه. ساله بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : جوجه کباب ,پیتزا . باز یارو جریمش میکنه. سال بعد میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : والا هر روز صبح بهشون 1000 تومن میدم هر چی دوست دارن بخرن بخور...

    ترکه زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!
    ترکه زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!...

    نظرات شما عزیزان:


    +نوشته شده در شنبه 14 مرداد 1391برچسب:,ساعت9:49 بعد از ظهرتوسط حسن کهنسال0018 | |