غضنفرخودشو میمالیده به سپر ماشین! میگن که چی کار میکنی بابا,میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم! هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم. دروغگو تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی؟حالا می بینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ستاره هاهم می شی؟ شاخه گلت ساله بود میون دفترت خوابیده بود بی اجازه ت امروز بیدارش کردم .... قصه ها بر من گذشت تا بدانم کیستم سرگذشتم هرچه بود من پشیمان نیستم من اگر سردار عشقم یا که پاک باخته ام سر گذشته م را به دستان خودم ساختم نبردی از وفا یک ذره بویی به هر ساعت شوی مایل به سویی فقط یک نکته می گویم قبول کن چ عزیزم واقعا بی چشم و رویی ... اگر باهات نیستم برات که هستم اگه چشات نیستم نگات که هستم اگه خودم نیستم فدات که هستم سلام فردا می خوام ثبت نام کنم مدارک چی باید بیارم؟ . . . راستی واسه ثبت شدن اسمم تو دلت جز یه دل عاشق که مدرکی ندارم ... به چشمانت عادت کرده بودم با دستانت رفاقت کرده بودم نمی آیی تو امشب کاش دیشب دل سیری نگاهت کرده بودم مواد بکار رفته در ساخت زن: گوشت واستخوان 60 کیلو عشوه 40 خروار قر وفر 50 دور در دقیقه زبان14 متر توانایی بیان 2000 اسب بخار قدرت اشک ریزی 5 لیتر در ساعت منطق 3 گرم لجبازی به مقدار کافی خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری خر مادر بگفتا ای پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان زبین این همه خرهای خوشگل یکی کن نشان چون نیست مشکل خرک از شادمانی جفتکی زد کمی عرعر نمود و پشتکی زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سیاهت خر همسایه را عاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش خریداری نمودند یک طویله همانطوری که رسم است در قبیله خر عاقد کتاب خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ به عقد این خر خوش تیپ در آیی؟ یکی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم بهر گل چیدین برفته برای بار سوم خر بپرسید خر خانم سرش یکباره جنبید خران عرعر کنان شادی نمودند به یونجه کام خود شیرین نمودند به امید خوشی و شادمانی برای این دو خر در زندگانی نویسنده :پرنسس کوچولو ____¶¶¶¶¶¶______¶¶¶¶¶¶ سفره عقد روز زن روز مرد روز بعد از تولد بچه چهل سال بعد دو ثانیه قبل از مرگ وصیت نامه اون دنیا چندی پیش یک مجله ی اقتصادی، نام ده کشور را به عنوان کشورهایی که مردمانش شادترین مردمان روی زمین هستند منتشر کرد، برای من جای شگفتی بود که در این لیست هیچ نامی از کشور ایران برده نشده بود چون به حق مردم کشور ایران همواره شاد هستند. قطع به یقین انگیزه های سیاسی باعث شده تا نامی از مردم کشورمان برده نشود اما آنچه عیان است چه حاجت به بیان است. 1- هفت روز پیش، برق محله ی ما نوسان شدیدی کرد و وسایل برقی تمامی همسایه ها سوخت به نحوی که هر کدوم از اون ها حداقل یک میلیون تومان ضرر کردند اما ما چون مسافرت بودیم و حتی یخچال رو هم از برق بیرون آورده بودیم هیچ خسارتی ندیدیم یا به عبارتی دیگر یک میلیون تومان سود کردیم. من و همسرم از این بابت که هم مسافرت رفته بودیم و هم یک میلیون تومان سود کرده بودیم خیلی خیلی خوشحال شدیم. 2- شش روز پیش مینی بوسی که پسرم رو به مهد کودک می برد، تصادف شدیدی کرد، دست و پای اکثر بچه ها شکست اما پسر من حتی یک خراش هم بر نداشت، من و همسرم به خاطر این که به پسرمون هیچ آسیبی نرسیده بود خیلی خیلی خوشحال شدیم. 3- ما در یک آپارتمان شش واحد ِ زندگی می کنیم، تنها مستاجر این آپارتمان ما هستیم. همسرم همیشه از این موضوع ناراحت بود تا این که پنج روز پیش زلزله ی نسبتا شدیدی اومد به نحوی که به دیوارها و سقف های هر شش واحد آسیب های جدی ای وارد کرد. اون روز من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که تنها مستاجر این آپارتمان هستیم. 4- چهار روز پیش قرار بود مراسم عروسی یکی از اقوام نزدیک ما برگزار بشه. چون پول کادو نداشتیم، همسرم میخواست تنها انگشترش رو به عنوان کادو بده به عروس اما درست یک روز قبلش پدر داماد مرد و عروسی بهم خورد. اون روز من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که اون انگشترش رو از دست نداده. 5- از مدت ها قبل، رئیس شرکتی که اون جا کار می کنم میخواست تعدیل نیرو کنه، سه روز قبل صد نفر رو اخراج کرد. اون روز من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که من جزء اون صد نفر نبودم. 6- ماه پیش، بسیج ریخت و ماهواره های آپارتمان ما رو جمع کرد، دو روز قبل نوبت دادگاه من و بقیه ی همسایه ها بود، قاضی همه رو جریمه کرد. من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که جریمه ی ما از مال بقیه کمتر بود. 7- دیروز رفتم بانک که حقوقم رو بگیرم اما به حساب نریخته بودند، ده هزار تومان از قبل توی حسابم بود که اون رو برداشت کردم اما توی بازار جیبم رو زدند. من و همسرم خیلی خیلی خوشحال بودیم که دیروز حقوقم رو به حساب نریخته بودند. حالا دیدیدن ما از همهء دنیا شادتر و خوشبخت تریم ... حالا بگو نه ؟؟!! شنبه: نویسنده :پرنسس کوچولو ترکه میخواست با ماشین با دوست دخترش برن بیرون • به ترکه ميگن از چه گلي خوشت مياد؟ميگه اقاقياوميگن خوب همين رو بنويس:ميگه غلط كردم بابا رز • به غضنفر میگن تا حالا گول خوردی؟ میگه آدم که گول نمیخوره! گول آدمو میخوره ! • ترکه میخواد یه زیردریایی رو غرق کنه میره در میزنه فرار میکنه • یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد • ترکه جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب! واسه اینکه ضایع نشه • از يه ترکه مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ • خواننده تو عروسي ميگه: خانوما، آقايون، دستا بالا، ميخواهيم بريم بندر! • ترکه میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟ گارسون میگه: • به ترکه می گن اسم دکتر چیه ؟ میگه ترابی ، می گن اسم کوچیکش چیه ؟ میگه فیزیو • به تركه مي گن با ماهيچه جمله بساز ميگه : خر در برابر ما هيچه!!! • ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توسره دختره • ترکه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده • ترکه زنگ میزنه به 110 میگه فرمون . کلاج . ترمز و دندمو دزدیدن • یکی تو خیابون میزنه زیر گوش ترکه. ترکه میگه جدی بود یا شوخی؟ • ترکه روی ریل راه اهن میخوابه بهش میگن چرا اینجا خوابیدی ؟ • يه آمريكاييه مي خواد حال اردبيليه رو بگيره ميبرتش امريكا بهش ميگه زمين رو بكن اونم مي كنه • تركه تيپ ميزنه ميره تو خيابون. يه دختره بهش ميگه: دختر كش شدي، بخورمت • ترکه ميره دکتر، دکتره که دردشو ميپرسه ميگه: - مدتيه چشم درد دارم - براي چي؟ • ترکه گاو داری میزنه مامور بهداشت میاد میگه به گاوات چی میدی ؟ میگه : آت اشغال مامور کلی جریمش میکنه • ترکه زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!
|
About![]()
به وبلاگ من خوش آمدید
Home
|